جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی

جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی

خانه همه ايثارگران انقلاب

نامه نگاری مرد خاکستری

اندازه فونت :
۱۳۹۹/۰۴/۱۴

بیانیه جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه موسوی خوئینی ها به مقام معظم رهبری:

حجت‌الإسلام موسوی خوئینی‌ها که در طول این ۴ دهه پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلام، به عنوان مرد خاکستری اصلاحات در پشت پرده جریان اصلاحات فعال بوده است؛ و از عوامل اصلی فتنه سال ۷۸ و سهیم در فتنه سال ۸۸، اخیراً در نامه‌ای خطاب به رهبری معظم انقلاب اسلامی، تمامی مسائل و اشکالات موجود را به گردن معظم‌له انداخته است.
در مورد این نامه نکات زیر گفتنی است:

  1. در نکته‌ی اول باید گفت، این نامه یک‌نحوه فرافکنی و فرار رو به جلو می‌باشد. چرا که مدیریت اجرایی کشور در بخش اعظم این ۴ دهه در دست جریان هم‌فکر آقای موسوی خویینی‌ها بوده است و اینکه ایشان اشکالات تیم هم‌فکر خویش را با فرافکنی به گردن رهبری انقلاب اسلامی بیندازد؛ دلالت بر بی‌انصافی می‌باشد. باید از موسوی خویینی‌ها پرسید شما چه کرده‌اید در زمان‌هایی که مدیریت اجرایی کشور و به عبارتی دولت در دست شما بوده است؛ که وضع به اینجا رسیده است؟ مدیریت غلط شما و هم‌فکران شما باعث رسیدن کشور به این وضع اقتصادی است و این تورم وحشتناک و گرانی‌های افسارگسیخته حاصل دولت متبوع شماست. اگر اشکالی نیز وارد باشد که قطعاً هست؛ به تیم هم‌فکر شما و دولت هم‌فکر شما می‌باشد. «تَکرار»های دوست و هم‌فکر شما آقای خاتمی باعث شده که وضع فعلی کشور، به این روز بیفتد و این تورم و گرانی لجام‌گسیخته در کشور حاکم شود؛ به همین جهت قصور و تقصیرات متوجه شما و هم‌فکران شما و دولت خسته و پیر هم‌فکر شماست نه رهبری که خودشان همواره از این اوضاع اقتصادی و فرهنگی اظهار گلابه و نگرانی کرده اند و بارها با تأکید بر اقتصاد مقاومتی و توجه به داخل و رونق و جهش تولید؛ دولت‌مردان را به کار و فعالیت در جهت پیشرفت ایران اسلامی و نیل به قله‌های پیشرفت و سعادت واداشته‌اند.
  2. تلویحاً ایشان در بخشی از نامه خویش، ریشه تمامی مشکلات کشور را در مقامت مردم و نظام اسلامی در مواجهه با استکبار جهانی و به ویژه شیطان بزرگ می‌باشد و با این نامه می‌خواهد بگوید؛ ریشه حل مشکلات موجود، در مذاکره و کنار آمدن با آمریکا می‌باشد. در صورتی که مردم ما در طول این ۴ دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی به کرات و به تجربه دریافته است که هر موقع در مواجهه با استکبار جهانی کوتاه آمده است؛ دشمن عنود لجوج جری‌تر و در دشمنی خویش و اعمال فشار جدی‌تر شده است. مردم ایران یادشان نرفته است که در دولت خاتمی، وقتی که ایران تعلیق داوطلبانه‌ی تمامی تجهیزات هسته‌ای خویش را پذیرفت؛ غرب ذره‌ای در دشمنی خویش با ملت مقاوم ایران کوتاه نیامد و بلکه جری‌تر شد تا اینکه رهبری معظم انقلاب، شخصاً دستور شکستن این تعلیق‌ها و آغاز مجدد فعالیت‌های هسته‌ای را دادند. آخرین نمونه‌ی آن نیز همین قضیه برجام است که شخص رئیس‌جمهور در سخنرانی‌های خویش حل تمام مسائل و مشکلات کشور را در گرو برجان انداخته؛ و هم ایشان هم آقای ظریف مدعی شدند؛ فردای اجرایی شدن برجام، تمامی تحریم‌ها بالمرة لغو خواهد شد. اما دیدیم که برجام تصویب شد و ایران به تعهدات خویش بطورکامل عمل کرده و حتی در رآکتور هسته‌ای خویش را بتن ریخت؛ اما آمریکا از تحریم‌هایش کاسته که نشد؛ بلکه پس از برجام تحریم‌های جدیدی نیز علیه ملت ایران و برخی شخصیت‌های مطرح نظام به تصویب رساند. حتی خود آقای ظریف به عنوان وزیر خارجه نظام جمهوری اسلامی در لیست تحریمی‌های آمریکا قرار گرفت. خلاصه آنکه دل‌بستن به شیطان بزرگ و ریشه حل مشکلات کشور را در گروه حل مسأله رابطه با آمریکا دانستن، یک امید واهی و گزیده شدن از سوراخی است که تا بحال از آن گزیده شده‌ایم و مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود.
  3. نکته‌ی سومی که در این زمینه قابل مطرح است؛ این است که خود شخص جناب موسوی خویینی‌ها تا کنون کجا بوده است؟ ایشان در سال‌های اخیر به عنوان یک شخصیت فعال سیاسی شناخته شده نبوده و نیست. و سالها در پس پرده جریان اصلاحات مشغول به فعالیت بوده است. اینکه همچین شخصی نامه‌ای به رهبری بنویسد؛ خود نشان از ضعف و به بن‌بست رسیدن جریان اصلاحات دارد که بجای اینکه شخصیت‌های رسمی و مطرحش توصیه‌ای را بکنند؛ یک مرد خاکستری و ظاهرا خاموش همچین نامه‌نگاری‌ای را به رهبری کرده است. این نامه به حدی دور از انصاف بوده است که مجید انصاری عضو مجمع روحانیون مبارز در اظهار نظرش پیرامون این نامه گفته است که این نامه تصمیم و نظر شخصی او بوده و هیچ ارتباطی به مجمع روحانیون مبارز ندارد.
  4. نکته‌ی دیگری که در مورد این نامه می‌تواند مطرح باشد؛ این است که این نامه را می‌توان از سوی جریان رادیکال و افراطی اصلاحات تلقی کرد که تمایل به خروج بر نظام دارد و به عنوان جریان اپوزسیون تلقی می‌شود و به همین خاطر از سوی جریان معتدل و عقلانی اصلاحات مورد پذیرش واقع نشده است؛ و اظهار نظر مجید انصاری را نیز می‌توان در همین راستا ارزیابی کرد.
  5. نکته‌ی دیگری که در این نامه وجود دارد این است که به ادعاهایی کلی بسنده شده بود که البته برای همین ادعاها نیز هیچ دلیل و سند و مدرکی ذکر نشده بود و صرفاً ادعا بود. اما راه‌حل واضح و مشخصی برای برون‌رفت از وضعیت فعلی ارائه نشده بود. هر چند همانگونه که ذکر شد؛ تلویحاً ایشان تمامی مسائل و مشکلات موجود حال حاضر کشور را بخاطر مقاومت مردم ایران در راه مبارزه با استکبار جهانی و راه‌حل برون‌رفت از وضعیت فعلی را در گروه ایجاد ارتباط با آمریکا و مذاکره با آمریکا و کوتاه آمدن از آرمان‌های انقلاب اسلامی و امام راحل(ره) مانند مسأله فلسطین می‌داند.
    در نهایت جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی ضمن توصیه به تقوا به ایشان و رعایت انصاف در مورد رهبری انقلاب اسلامی، ایشان را توصیه به داشتن دیدی واقع‌بینانه در زمینه مسائل و مشکلات موجود می‌کند. هر چند اینکه شخصی که در اول انقلاب برچم‌دار تسخیر لانه جاسوسی و نقش اول را در این زمینه که به تعبیر امام خمینی(ره) انقلاب دوم و انقلابی بزرگتر از انقلاب اول، لقب گرفته است؛ امروزه به جایی برسد که علة‌العلل مسائل را تلویحاً در قطع ارتباط با آمریکا بداند؛ و ریشه حل مشکلات نیز کوتاه آمدن از آرمان‌های انقلاب و امام راحل(ره) و مذاکره و ایجاد ارتباط با شیطان بزرگ، خود درس‌ها در زمینه جریان‌شناسی سیاسی و ریشه تغییر و تحولات سیاسی افراد دارد.